تبليغاتX
اوانگارد - جنبش کارگری ایران
برقرار باد دیکتاتوری انقلابی پرولتاریا

طبقات و بازتولید جمهوری اسلامی

ساز و کارههایی که دولت سرمایه داری جمهوری اسلامی از طریق ان هژمونی سیاسی یا ایدئولوژیک خود را در طبقات اجتماعی بازتولید می گند بسته به طبقات-بورژوازی،پرولتاریا وخرده بورژوازی-عمیقا متفاوت است.

۱-بورژوازی

بورژوازی ایران دارای دو خاستگاه مادی متفاوت است.خاستگاههای مادی متفاوت تعین های سیاسی متفاوتی به نیروهای این طبقه بخشیده است.

الف)بورژوازی بروکراتیک:یعنی طبقه ای که از قبل غارت درامدهای حاصل از فروش نفت و دسترسی انحصاری به امتیازات ناشی از شکل مافیایی قدرت تبدیل به بورژوازی مسلط بر اقتصاد ایران شده است.این طبقه از ان جا که از حاکمان و نزدیکان فاسد انها تشکیل شده در طی ۲۸ سال با کنترل بر مراکز تصمیم گیری اقتصادی،انحصار واردات و دسترسی نامحدود به اعتبارات رشدی انگل وار داشته است.علاوه بر فعالیت های اقتصادی غیر قانونی از قبیل قاچاق گسترده کالا و مواد مخدر این طبقه از طریق فعالیت های اقتصادی ظاهرا قانونی نیز به انباشت سرمایه در میان خون و عرق کارگران ادامه می دهد.اعطای قراردادهای چند میلیارد دلاری نفت و گاز به سپاه پاسداران تنها نمونه ای از شکل رشد انگل وار بورژوازی بروکراتیک ایران است. شکوفایی اقتصادی این طبقه وابستگی تام به قبض کامل قدرت سیاسی از سوی او دارد بنابراین از انجا که این طبقه امنیت خود را بر مبنای قدرت وثروتی که از رهگذر به فلاکت کشاندن اقتصاد ایران و استثمار وحشیانه طبقه کارگر به دست اورده تعریف کرده است هارترین بخش سرمایه و بستر اصلی ضد انقلاب بورژوایی به حساب می اید. جمهوری اسلامی سازمان سیاسی این بورژوازی بروکراتیک است طبعا بازتولید سیاسی-ایدئولوژیک جمهوری اسلامی در این طبقه امری خودبه خودی است.

ب)بورژوازی صنعتی:این قشر از سرمایه در برابر جمهوری اسلامی وضعیتی عمیقا خاص دارد از یک سو برای این بورژوازی جمهوری اسلامی ان روبنای سیاسی ایدئال در راه ایجاد شرایط مناسب برای انباشت کاپیتالیستی سرمایه نیست زیرا در حالی که ارمان این طبقه پیوستگی اقتصاد ایران به جریان ازاد تجارت جهانی از رهگذر سازگاری با قدرت های مسلط بر این جریان یعنی قدرت های غربی می باشد  جمهوری اسلامی منافع خود را نه در سازگاری بلکه در تضاد با غرب تعریف کرده است در واقع بورژوازی بروکراتیک حاکم در جمهوری اسلامی به دلیل کنترل کامل بر درامد عظیم نفت در سایه دیکتاتوری نیازی به تجارت ازاد و سازگاری با قدرت های غربی (یعنی ارمان های بورژوازی صنعتی) ندارد.این واقعیت بورژوازی صنعتی را در جایگاه اپوزسیون جمهوری اسلامی قرار می دهد. از سوی دیگر در شرایط متحول جامعه ایران بورژوازی صنعتی به غریزه دریافته است که جمهوری اسلامی تنها نیروی سیاسی است که می تواند کلیت حاکمیت سرمایه را در برابر جنبش کارگری حفظ کرده و جریان کارگر ارزان و خاموش را که این بورژوازی به دلیل تکنیک ابتدایی تولید خود برای سوداوری به شدت به ان نیازمند است تضمین نماید.این واقعیت بورژوازی صنعتی را در جدال با جمهوری اسلامی وارد تردید کرده وسیاست این طبقه را تبدیل به سیاستی عمیقا متزلزل،پاسفیستی و رفرمیستی می کند.واکنش جریان نهضت ازادی به عنوان سازمان مدافع ارمان های بورژوازی صنعتی به وقایع اخیر پلی تکنیک تنها نمونه ای از سیاست متزلزل و رفرمیستی بورژوازی صنعتی در برابر جمهوری اسلامی است. نهضت ازادی به انتقاد ملایم از حاکمیت پرداخت در عین حال خطر دانشجویان چپ را نیز به بورژوازی بروکراتیک یاداوری کرد.در واقع دوری و نزدیکی همزمان به جمهوری اسلامی خصلت سیاسی بورژوازی صنعتی در ایران است.در سالهای اخیر تنها الترناتیو این بورژوازی برای جمهوری اسلامی حمله نظامی امریکا و متحدانش(قدرت های حاکم بر تجارت ازاد)بود اما از انجا که افق حمله امریکا با توجه به شکست فضاحت بار او در عراق کاملا تاریک شده است اکنون بورژوازی صنعتی ترجیح می دهد با وجود مسائل عدیده در کنار بورژوازی بروکراتیک باقی مانده و به سهمی از ارزش اضافی حاصل از استثمار طبقه کارگر ایران قناعت کند بنابراین بازتولید سیاسی جمهوری اسلامی در بورژوازی صنعتی نیز امری خودبه خودی بوده و این قشر از سرمایه حامل هیچ اصل مترقی و انقلابی نیست.

۲-خرده بورژوازی

لااقل در ۲۰ سال گذشته جمهوری اسلامی بازتولید سیاسی-ایدئولوژیک خود را در توده های به شدت متوهم خرده بورژوازی ایران مدیون رفت و برگشت سیاسی دو جناح اصلاح طلب و محافظه کار  خود بوده است. خرده بورژوازی ایران اگرچه مانند طبقه کارگر از فقر،بیکاری و بی افقی ناشی از تعرض مداوم سرمایه رنج می برد اما غالبا هر بار به وعده های بخشی از حاکمیت جمهوری اسلامی امید بسته و ضرفیت های جنبشی خود را در کشاکش جناح های جمهوری اسلامی تحلیل می برد. گذشت نزدیک به دو سال از حاکمیت محافظه کاران کافی بود تا توهم خرده بورژوازی به سراب عدالت محافظه کاران از بین برود اما کاملا محتمل است که این طبقه به بازگشت دوباره اصلاح طلبان امید ببندد قدر مسلم اینکه خرده بورژوازی به عنوان یک طبقه قادر به کسب اگاهی طبقاتی مختص به خود نیست و همواره بین بورژوازی و پرولتاریا در نوسان است.بیان گسترده این واقعیت که جناح های درونی جمهوری اسلامی در واقع باند های متخاصم بورژوازی بروکراتیک حاکم بر ایران هستند اگرچه می تواند در اگاهی بخشی به روشنفکران خرده بورژوا خاصه بدنه باقی مانده اصلاح طلبان در دانشگاه مفید باشد اما خرده بورژوازی به عنوان یک طبقه زمانی از جمهوری اسلامی جدا خواهد شدکه پراتیک عظیم طبقه کارگر حاکمیت سرمایه بر نیروی کار را با چالشی تعیین کننده مواجه کرده باشد بنابراین مادامی که طبقه کارگر خیزش انقلابی نهایی خود را اغاز نکرده است جمهوری اسلامی به بازتولید سیاسی-ایدئولوژیک خود در توده های خرده بورژوازی ایران از طریق رفت و امد جناح های درونی خود ادامه می دهد.

۳-پرولتاریا

جمهوری اسلامی به عنوان دولت بورژوازی بروکراتیک ایران توانسته است در ۲۸سال گذشته هژمونی ساسی یا ایدئولوژیک خود را بر دیگر اقشار سرمایه و نیز بر خرده بورژوازی تامین کند.در این سالها شکست انواع الترناتیو های راست در برابر این رژیم اپوزسیون راست را دچار بی افقی کامل کرده است همان گونه که نشان دادیم این بی افقی ناشی از ضعف تئوری یا پراتیک انها نیست بلکه ریشه در هضم طبقات اجتماعی انها در فورماسیون سیاسی- اقتصادی بورژوازی بروکراتیک ایران دارد در واقع جمهوری اسلامی توانسته است به گونه ای هژمونی سیاسی یا ایدئولوژیک بر اقشار غیر پرولتری جامعه دست یابد و اپوزسیون راست را از بدنه اجتماعی خود محروم کند با این حال جمهوری اسلامی همواره پرولتاریا را به عنوان یک طبقه حل ناشدنی در صورتبندی سیاسی-اقتصادی خود یافته است این دولت هیچ گاه نتوانسته جنبش کارگری را به لحاظ سیاسی یا ایدئولوژیک به انقیاد دراورد و مشخصا به همین دلیل همواره سیاست سرکوب عریان را در برابر این طبقه در پیش گرفته است. خطی از سرکوب که از شکنجه و قتل اعضای شورای دهقانی خلق ترکمن در ماههای ابتدایی پس از انقلاب اغاز و تا سرکوب و دستگیری اعضای اتحادیه سراسری کارگران اخراجی و بیکار در ماههای اخیر امتداد یافته سرتاسر تاریخ جمهوری اسلامی را به سیاهی کشیده است.این واقعیت جنبش کارگری را به چالش اصلی بورژوازی بروکراتیک حاکم در جمهوری اسلامی تبدیل کرده و الترناتیو پرولتری را به عنوان تنها الترناتیو پیگیر در برابر جمهوری اسلامی مطرح می کند.

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم تیر 1386ساعت 17:41  توسط سعید دهقانی  |