|
|
|
|
|
کمونیسم و اخلاق «در دفاع از اخلاق ماتریالیستی» یکی از نشانه های نمایان جامعه امروز ایران انحطاط گسترده اخلاق عمومی است.در میان اقشار گسترده ای از مردم رقابت برای نفع بیشتر جای هر نوع عاطفه،گذشت و علایق انسانی را گرفته است.در حقیقت نفع و نه عاطفه قانون حاکم بر روابط اجتماعی در ایران امروز است.ارائه مثال هایی درباره انحطاط اخلاق عمومی بیهوده به نظر می رسد. ما در بطن این شرایط زندگی می کنیم. ایدئولوگ ها و روحانیون دینی که همواره به دنبال راهی برای حمله به اندیشه های نو هستند،انحطاط اخلاق عمومی را به مدرنیته و «بی دینی» ناشی از ان نسبت می دهند.از دید انها تا قبل از نفوذ تمدن دموکراتیک غرب مردم ایران زندگی عمیقا اخلاقی داشتند اما با گسترش اندیشه های غربی یعنی مدرنیسم،اومانیسم و سکولاریزم بود که انحطاط اخلاق انسان ایرانی اغاز شد.برای درک نمود های واقعی درک مذهبی از مساله اخلاق باید دید نفوذ تمدن غرب کدام تغییر را در ساختار اجتماعی ایران ایجاد کرد که به اعتبار ان روحانیت مذهبی این تمدن را ذاتا غیر اخلاقی می داند.در پاسخ باید گفت ان تغییراتی که در نتیجه نفوذ تمدن دموکراتیک غرب در ساختار اجتماعی به شدت متصلب ایران اغاز شد ایجاد تکانه هایی در وضعیت ازادی زن بود و مشخصا روحانیت مذهبی همین ازادی زن را معیار انحطاط اخلاقی می داند.از دیدگاه ایدئولوژی روحانیت اخلاق یعنی اسارت زن.بنابراین در دوران تاریخی که زن در حصار حرم خانه ها و زیر نقاب و چادر پوشیده شده بود جامعه زندگی عمیقا اخلاقی داشت اما اکنون که زن وارد محیط اجتماعی شده وگام به گام در حال گرفتن ابتدایی ترین حقوق خود از جامعه مردسالار است،زندگی غیر اخلاقی شده است. در حقیقت نقد مذهبی به انحطاط اخلاق به هیچ وجه به گسترش نفع پرستی در میان مردم اشاره ای نمی کند.از دیدگاه این نقد لبخند زدن به دختر همسایه ،اوج فساد اخلاق و نشانه نزدیک شدن اخرالزمان است اما رواج گسترده نفع پرستی که هر گونه عاطفه و گذشت را در کوران رقابت های تنگ نظرانه دفن می کند،ابدا مساله مهمی نیست. اکنون باید به این مساله پرداخت که چرا اخلاق مذهبی نمی تواند به نقد ریشه های نفع پرستانه انحطاط اخلاق عمومی یپردازد.پاسخ را باید در ذات خود اخلاق مذهبی جستجو کرد.فرد مذهبی عمل اخلاقی را نه به خاطر عاطفی یا انسانی بودن ان عمل بلکه به خاطر نفعی انجام می دهد که تصور می کند انجام ان عمل در قیامت به او خواهد رساند.سلام کردن 69 نفع دارد و جواب سلام یک نفع!بنابراین ذات اخلاق مذهبی نفع پرستی است با این تفاوت که نفع را نه به دنیای موجود بلکه به اخرت موهوم ارجاع می دهد.ناگفته پیداست اخلاقی که بر چنین بنیانی استوار باشد نه تنها نمی تواند به نقد ریشه های نفع پرستانه انحطاط اخلاق عمومی بپردازد بلکه خود نفع پرستی را در ناخوداگاه معتقدانش بازتولید می کند. در مقابل این جلوه های اخلاق یا بی اخلاقی که بر ذهن انسان ایرانی سنگینی می کند،پاسخ کمونیسم به مساله اخلاق نمی تواند جدا از ذات روش کمونیستی باشد.کمونیسم واقعیت را در تئوری نقد و در پراتیک سرنگون می کند.از این دیدگاه بیان اینکه در مقابل بنیان نفع پرستانه اخلاق مذهبی باید بنیانی ماتریالیستی و انسانی برای اخلاق تعریف شود بازگشت به ماتریالیسم غیر پراتیک شاگردان هگل و بازگشت به دوران قبل از ایدئولوژی المانی است.یقینا اخلاق کمونیستی اخلاقی ماتریالیستی است.ماتریالیسم یک عمل را به واسطه بار عاطفی و انسانی ان اخلاقی می داند نه به اعتبار مفید بودن ان.بنابراین ماتریالیسم یگانه بنیان عاطفی و انسانی برای اخلاق اینده است اما صرف بیان این واقعیت چیزی را تغییر نمی دهد.مارکس در ایدئولوژی المانی می نویسد«ما این زحمت را به خود نخواهیم داد که به فیلسوفان و خردمندان توضیح دهیم که رهایی انسان با فروکاستن فلسفه،الهیات،جوهر و جز ان به خود-اگاهی و با رهایی انسان از سلطه این عبارات -که هرگز او را از اسارت بازنداشته اند-حتی گامی هم به پیش نمی رود.و نیز به انها توضیح نخواهیم داد که نیل به رهایی واقعی فقط در جهان واقعی و با وسایل واقعی امکان پذیر است» مارکس به روشنی می اموزد که در نقد کمونیسم از اخلاق ،بیان اخلاق ماتریالیستی به جای اخلاق مذهبی کمکی به رهایی اخلاق از مذهب نخواهد کرد.در حقیقت نقد کمونیسم از اخلاق مذهبی نقد تئوریک و سرنگونی پراتیک ان بنیان های اقتصادی و اجتماعی است که اخلاق مذهبی بازتاب ایدئولوژیکی انهاست.نفع پرستی اخلاق مذهبی بازتاب نفع پرستی جامعه طبقاتی است.بنابراین تنها با انحلال انقلابی بنیان مادی اخلاق مذهبی یعنی جامعه طبقاتی است که می توان اخلاق به راستی انسانی یعنی اخلاق ماتریالیستی را جایگزین اخلاق نفع پرستانه مذهبی کرد. |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه چهارم فروردین 1388ساعت 23:37 توسط سعید دهقانی
|
|
||