تبليغاتX
اوانگارد - انقلاب
برقرار باد دیکتاتوری انقلابی پرولتاریا

انقلاب و روشنفكران قيم ماب

مسئله اساسی كه درک ان برای جهت درست نظريه وكردار روشنفكران و مدافعان ارمان طبقه كارگر اهميت اساسی دارد درک اين واقعيت است كه نظريه وكردار انان همواره در درون فرايند انقلابی قرار دارد .به اين معنا كه انقلاب پديده ای نيست كه در اينده ای نا معين اتفاق خواهد افتاد وفعليت ان نيز در گرو تلاش روشنفكران برای وارد كردن طبقه كارگر در مبارزه عليه سرمايه داری نيست زيرا اين ديدگاه به وضوح اموزه ای غير ماركسی بوده و نگرشی اراده گرايانه را نمايندگی ميكند اراده گرايی كه در نهايت روشنفكران رادر وضعيتی قرار ميدهد كه علي رغم ديد گاههای نظری عملا رويكردی قيم مابانه را نسبت به طبقه کارگر در پیش گیرند.
مطابق اموزه های ماركس انسان در جريان توليد وباز توليد زندگی اجتماعی وارد مناسباتی ميشود كه اين مناسبات مستقل از اراده انسان عمل ميكند و درچهارچوب ساختار های طبقاتی همين مناسبات است كه در ذات خود فرايند انقلابی را ايجاد می کند. برهمين منوال سرمايه داری نيز هنگامی كه خصلت مترقی حود را در به نظم می کند. برهمين منوال سرمايه داری نيز هنگامی كه خصلت مترقی حود را در به نظم  كشيدن هرج ومرج ناشی از فروپاشی فئوداليسم به واسطه سازماندهی طبقاتی جامعه بر مبنای منافع بورژوازی از دست داد واقعيت طبقاتی خود را به عريان ترين  شكل ممكن اشكار ساخت.این واقعیت که زاییده نیاز سرمایه به استثمار طبقه کارگر برای ادامه فرایند انباشت بود تقسیم جامعه به طبقات متخاصم نوین یعنی بورژوازی و پرولتاریا را موجب شد. به اين ترتيب اين مناسبات عينی در ذات خود فرايند انقلابی يعني مبارزه طبقاتی هر روزه پرولتاريا عليه بورژوازی را اغاز كرد . ستم ساختاری كه در ذات مناسبات توليد بورژوايی نهفته است عامل محرك در اين مبارزه طبقاتي شد. پس در حقیقت انقلاب نه زاييده اراده انقلابی انسان بلكه فراورده ديالكتیک تاريخ است كه خود را در عرصه عمل پرولتاريا نشان می دهد.

اين واقعيتی است كه عدم درک ان روشنفكران اراده گرا را به در پيش گرفتن ديدگاهي قيم مابانه نسبت به طبقه كارگر وامی دارد.توضيح اينكه مبارزه طبقاتی هر روزه پرولتاريا علیه سرمایه داری در مراحل اوليه تكامل خود دارای خصلتي صنفی و خود انگیخته است.به گونه ای كه حتي از سوی فاعلان اين مبارزه نيز در شكل مبارزه طبقاتی درک نمی شود . روشنفکران اراده گرا كه قادر به درك مبارزه خودانگیخته و صنفی كارگران به مثابه مبارزه طبقاتی عليه بورژوازی نيستند به ناچار ديدگاه بد بينانه ای را نسبت به طبقه كارگر در پيش ميگيرند به اين ترتيب كه كارگران را در حكم گروهی منفعل وفاقد فرهنگ مبارزاتی درک کرده و رسالت خود را انتقال اگاهی و فرهنگ مبارزه به درون صفوف طبقه كارگر ميدانند اما از انجا كه اين راهبرد اراده گرايانه برپيش فرضی غلط استوار است نا كارامدی خود را در جريان پراتيک انقلابی نشان ميدهد در نتيجه اين وضعيت عينی جدايی قطعی بين روشنفكران و طبقه كارگر را رقم مي زند.

به عنوان یک شاهد تاریخی در پيش گرفتن استراتژی مبارزه مسلحانه از سوی چريكهای فدايی خلق بر چنين پيش فرضهای اراده گرايانه ای استوار بود كه خود را در تز ( دومطلق)امير پرويز پويان نشان می داد پويان طبقه كارگر را در ضعف مطلق درک ميكرد.

قیم مابی روشنفکران که زاییده جدایی و ارتباط مکانیکی بین انها و طبقه کارگر است برای سرنوشت فرایند انقلابی نتایج ناگواری دارد.زیرا در این شرایط از یک سو تشکیلات روشنفکران به فرقه های در خود و بی ارتباط با جنبش کارگری تبدیل می شود از سوی دیگر طبقه کارگر نیز قادر به ایفای نقش دگرگون ساز خود نمی شود.جایگاه خاص پرولتاریا در مبارزه طبقاتی به این معنا نیست که این طبقه تنها با اتکا به مبارزه صنفی و خودانگیخته قادر به حل تضاد طبقاتی خواهد بود .در شرایط بحران های ساختاری امکان گذار انقلابی در مقابل طبقه کارگر قرار می گیرد اما این گذار تنها با اتکا به مبارزه طبقاتی صنفی و خود انگیخته کارگران امری نامحتمل است زیرا در مواجه با اشکال ابتدایی از اگاهی طبقاتی و عمل انقلابی کارگران سرمایه داری می تواند به راحتی راه خروج از بحران انقلابی را بیابد.

تنها در صورت وحدت روشنفکران با اگاه ترین کارگران کمونیست در یک سازمان انقلابی است که روشنفکر انقلابی و کارگر در حکم یک کلیت ارتقا یافته در شرایط بحران قادر به حل انقلابی تضادهای سرمایه داری خواهند بود. این سازمان انقلابی نظریه و کردار خود را در وحدتی دیالکتیکی با تشکل های طبقه کارگر قرار می دهد .به این ترتیب کلیت اگاهی طبقاتی جنبش کارگری نفی دیالکتیکی شده همزمان حفظ -حذف و ارتقا می یابد. سازمان انقلابی همزمان در درون طبقه کارگر و جدا از طبقه کارگر از یک سو تبدیل به عینیت اگاهی طبقاتی پرولتاریا می شود و با انواع ضد اگاهی بورژوایی و رفرمیستی مبارزه می کند .از سوی دیگر با جذب تجارب حاصل از مبارزه طبقاتی هر روزه کارگران و تئوریزه کردن ان فرایند مبارزه را از شکل صنفی به شکل سیاسی و انقلابی ارتقا می دهد.

در این صورت روشنفکر و طبقه در میانه بحران های انقلابی به مثابه یک کلیت خود اگاه می توانند راه خروج از بحران را برای بورژوازی و ارتجاع مسدود کنند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم مرداد 1386ساعت 0:59  توسط سعید دهقانی  |